اگر از سلماس به سمت شرق در امتداد جاده سلماس-تبریز حرکت کنیم بعد از طی حدودا 19 کیلومتر به راه فرعی می رسیم که از جاده اصلی جدا شده و به سمت راست ادامه پیدا می کند راه فرعی از میان روستا حبشی و زمینهای کشاورزی عبور می کند با طی این راه به روستای سلطان احمد می رسیم.

 

آب و هوای روستا به علت وجود کوهستان نسبت به شهر سلماس دارای هوای سردتری می باشد و تابستان معتدل و خنک و زمستان سرد و برفی از مشخصات آن است.

 

روستای سلطان احمد در دهستان لکستان قرار داشته و بر اساس سلطان احمد، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در 19کیلومتر شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی ایران.این روستا در دهستان لکستان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱۳۷۹نفر (۳۴۶ خانوار) بوده است. این روستا مرکز تولید مهمترین محولات کشاورزی می‌باشد ازجمله سیب، انگور، گردو، گیلاس، آلبالو، هلو، هلو انجیری این روستا قبل از اصلاحات ارضی زمان شاه مطلق به 'میرزا' جعفر محمودی می‌باشد.  محولات کشاورزی امروزی گندم، آفتابگردان، چغندرقند، ذرت، ...هستش و  کشاورزان به باغداری رو می اورند در آینده نچندان دور روستای سلطان احمد یکی از صادر کنند میوه در سلماس خواهد شد

 در شرق این روستا ,روستای قره قشلاق ,در غرب روستای قزلجه , در شمال روستای یالقوز آغاج و در جنوب کوه جا گرفته است.

 

 

مردم روستا به زبان تورکی آزربایجانی صحبت می کنند. دینشان اسلام و مذهبشان شیعه جعفری است. درآمد اکثر مردم روستا از طریق دامداری و کشاورزی است ,

 

دکتر توحید ملک زاده دیلمقانی (1352 ه .ش سلماس) تاریخ نگار معاصر در مقاله پیشینه تاریخی شهر سلماس درباره مردم لکستان چنین می نویسد:

 

چنين به نظر مي رسد زماني كه جمعيت سلماس  رو به كاهش نهاد و آثار ضعف اقتصادي در چهره آذربايجان نمايان مي شد صفويه براي حفاظت از مرزهاي سلماس و افزايش جمعيت ، گروهي از مردمان ايل لك را به سلماس كوچانيد. لك ها خود را از تركان قشقايي مي دانند كه در زمان حمله مغول از آزربايجان به اطراف شيراز كوچيده اند.

 

تاريخ دقيق استقرار لك ها در سلماس معلوم نيست ولي با توجه به قراين و از جمله فهرست امراء دربار صفوي مي توان حدس زد كه استقرار طايفه لك در سلماس ، قبل از حكومت شاه عباس بوده است. گفتني است در فهرست ياد شده « ساروخان سلطان سلماسي مير جماعت لك سلماسي » قيد شده است كه جزو اويمآقات قيزيل باش نبوده ولي « در سلك امراء عظام انتظام يافته است.

 

امروزه لك هاي سلماسي در  آبادي هاي زير استقرار يافته اند:

 

يوشانلو ، كنگرلي ، سلطان احمد ، يالقيز آغاج ، صدقيان ،  قره قشلاق،حمزه كندي، قزلجه، حبشی  و آفتاخانا

 

با توجه به اينكه طايفه لك سلماس حالت كوچ نشيني داشتند مي توان حدس زد قره قشلاق محل استقرار زمستاني انها بوده است . ييلاق – قشلاق لك ها در سلماس تا انقلاب اسلامي ادامه داشت .

 

در اوايل سلطنت آقا محمد خان قاجار رياست لك هاي سلماس با سلطان احمد لك بود به نظر ميرسد نام روستاي سلطان احمد از نام رئيس ايل لك سلماس گرفته شده است .....

 

آنچه معلوم است اين است كه لك ها بر اساس سندي رسمي همزمان با حكومت شاه اسماعيل در نواحي سلماس سكونت داشته اند. گرچه ابوالقاسم طاهري ادعا كرده است كه لك ها را نادرشاه از جنوب به لكستان سلماس كوچ داد.  در عالم آراي عباسي كه در اواخر عصر شاه عباس تأليف شده در ذكر «امراي قبايل مختلف كه از اويمآقات قزلباش نيستند » از « ساروخان سلطان سلماسي مير جماعت لك سلماسي » نام مي برد. طبق اين فرمان هم در ربيع الثاني 1067 و سال بعد « عباسقلي خان سلماسي » امارت آن جماعت را دارد . سالها بعد در تذكره الملوك كه مقارن استيلاي افغانها تأليف شده و ضمن فهرست حكام از « حاكم سلطان لك سلماسي »ذكري شده است . از مجموع اينها بر مي آيد كه لك ها كه لااقل از اوايل قرن دهم همزمان با حكومت شاه اسماعيل در سلماس سكونت داشتند عليرغم جنگهاي فراوان عثماني – صفوي بر سر جاي خود باقي مانده اند . اما بعد از صفويه ديگر از انها به صورت واحد ايلي نامي نيست. معلوم مي شود كه اندك اندك زندگي ايلي رارها كرده ده نشين شده اند. حتي از اينكه اسكندربيگ انها را خارج از طوايف و ايلات آورده و در اين فرمان هم از انها به جماعت لك تعبير شده است مي توان استنباط كرد كه در همان قرون هم وضع ايلي و چادر نشيني نداشته اند گرچه تا حدود بيست سال قبل ييلاق وقشلاق گروهي ازدآمداران لك سلماس ادامه داشت.

 

در فرهنگ جغرافيايي ايران براساس مطالب گرد آوري شده از مسموعات و روايات موجود در عامه نوشته شده است كه اهالي اين منطقه از لكستان قفقاز كوچانده شده اند. با توجه به فرمان شاه عباس دوم مي بينيم كه يكي از جماعت لك سلماس و ظاهراً از رؤساي انها از ملازمان كپك سلطان بوده و از آن طرف گفتيم كه كپك سلطان سرداري نخجوان ارس را داشته و در آنجا كشته شده قرينه بسيار ضعيفي براي تأييد آن روايت محلي بدست مي آيد . گفتني است هيچگونه ارتباطي فرهنگى و تاريخى بجز تشابه نامی بين لك هاى آزربايجان و لكهاى لرستان ديده نمى شود.

 

بنابر اظهارات سالخوردگان , مبنی بر کوچیدن یا کوچانده شدن مردم روستا از شیراز و عشایر بودن مردم روستا در گذشته احتمال دارد که مردم این روستا از تیره لک طایفه عمله ایل بزرگ قشقایی باشند. لک یکی از طوائف ایل قشقائی است ، مرکب از 80 خانوار که در همراه عمله ساکن هستند.(لغت نامه دهخدا)

 

روستا نزد خود مردم عموما به سه قسمت آشاغی (پایین ده)،جوجعلی(وسط ده) و یوخاری (بالای ده) تقسیم می شود  قبرستان روستا , مسجد امام حسین مظلوم، بیمارستلن روستا سلطان احمد, گلخانه تازه تاسیس، تمام مدارس ابتدایی تا راهنمایی, مهد کودک و اکثر مغازه جات در قسمت بالا ده قرار دارند علاوه بر آن مسجد ابوالفضل و نانوایی چندتا مغازه،پایین ده و وسط ده چند مغازه تعمیرکاری و  مسجد جامع است همه معابر اصلی روستا آسفالت می باشد و تمام منازل از لوله کشی آب و گازو نعمت برق و تلفن برخوردارند.

 

مردم سلطان احمد به شجاعت و ایستادگی مشهور می باشند دفاع و مقاومت مردم این روستا دربرابر هجوم کردهای تحت امر سیمیتقو مصداق این ادعاست.

 

در آذرماه ۱۲۹۸ این روستا مورد هجوم کردهای تحت امر سیمیتقو گرفت ,فرماندهی. ولی به علت کمک نکردن رژیم پهلوی باعث شد که نزدیک به 3500  نفر انسان بی گناه در جنگ لکستان کشته شوند ,این خاطره تلخ را هنوز سالخوردگان روستا از یاد نبرده اند.

 

شهید مسعود دیوان فرمانده نیروهای لکستان در جنگ لکستان, نیمتاج سلماسی (دختر مسعود دیوان) نخستین شاعره ای که شعرهایی با مضامین سیاسی و اجتماعی سرود و تیمور لکستانی(فرزند مسعود دیوان) پدر برق ایران واز بنیانگذاران دانشگاه صنعت شریف تهران است.

 

این روستا علاوه بر اینکه یکی از بزرگترین و مهمترین روستاهای شهر سلماس است جاهای دیدنی و زیبایی برای دیدن دارد , مزار مسعود دیوان و طبیعت زیبای روستا از جاهای دیدنی این روستا است, طبیعت زیبای روستا هر سال در روز طبیعت علاوه براهالی خود ده  میزبان مهمانانی از شهر و روستاهای اطراف است

 

فرهنگ و آداب و رسوم مردم سلطان احمد همانند فرهنگ و آداب عمومی شهر سلماس است آداب و رسوم مربوط به عروسی کردن,عزاداری, افسانه های ملی , آتالار سوز,بایاتی لار , فولکلور و قوشماها همگی از پویایی خاص برخوردار بوده و در زندگی روزمره مردم روستا نقش فراوانی دارد.